|
|
|
تماس با ما
|
« یاد باد آن روزگاران یاد باد» آن روزگاران، كه مرا می ستودند: آن یكی یارانه و آن دیگری ریاكارانه می سرودند: « تو حزب ما، توحزب قهرمان ما» « سجود ما وجود ما روان ما» و ... پیمان بسته بودند: آن یكی یارانه وآن دیگری ریاكارانه می سرودند: « به پای آن درفش ارغوانی ات» « هزار بار جان دهیم برای تو» و دیدم و می بینم: چه عاشقانه بود، آن یكی را و چه كاذبانه بود، آن دیگری را آن همه سرودن ها آن همه ستودن ها ............ هیهات كه آ ن ریاكاران و آن كاذبان ونابكاران در نیمهء راه « درفش ارغوانی مرا» چه بیشرمانه و چه بی رحمانه به رگبار بستند چه ناهنجار بستند ........... وجودش را وجودم را به غمز خصم روزگار « دوست » دو روی « آن فرزند نا هموار» به قصد تار مار به رگبار بستند و چه ناهنجار بستند ............... هیهات كه آ ن ریاكاران و آن كاذبان ونابكاران ظالمانه گفتند، و ای بساكه كودكانه می گویند : آن « سجود ما، وجود ما، روان ما» «یكجا با تاریخ» با « آن درفش ارغوانی» اش « به تاریخ پیوست» ................. یاد باد ، « یاد باد آن روزگاران یاد باد» آن روزگاران كه مرا می ستودند آن یكی یارانه و آن دیگری ریاكارانه خوش می سرودند: « هزار بار جان دهیم برای تو» و چه كاذبانه می سرودند و تكرار و تكرار می سرودند لیك: دیدم كه چگونه به غمز آن اهریمن پَـر پَـر كردند و قصد جانم كردند قصد جان من كه دران روزگاران مادرم می گفتند و شرفــم(!) آن سرود زیبا آن بیان بجا: « هزار بار جان دهیم برای تو» به آن ریا كاران فسانه بود .............. دیدم كه چگونه به غمز آن اهریمن آن ریا كاران در آن روزگاران، درچهاردهم ثور، روز توطئه ء نا خلافان به غمزآن اهریمن و شیطان فاتحهء وجود این«آرزوی رفتگان » و این امید زحمتكشان را چه بیجا خواندند وچه نا زیبا! ................. دیدم كه چگونه به غمز آن اهریمن با رفتن بهار و آمدن بهمن آن ریا كاران چه نا شكیبا، فسانه گفتند و ای بسا كه طفلانه گفتند: من بهار بی باز گشت بودم من سرابی روی دامان و دشت بودم من با تن به خون آگنده ام من با اندیشهء ناب و جاودانه ام من با گذشته و امروز و آینده ام با تاریخ به جهان عدم بی روح و بی دَم پیوسته ام! چه نا شكیبا، فسانه گفتند و ای بسا كه طفلانه گفتند: .............. من زنده و پوینده ام با آن « درفش ارغوانی » ام با آن سرود زندگانی ام من زنده ام و پاینده ام وجود من در وجود اوست در وجود آن همرهم آن هم تنم كه هنوز می گوید: « همیشه هست و بود ما فدای تو » ........... من زنده و پوینده ام با آن « درفش ارغوانی » ام با آن سرود زندگانی ام با آرزو های دیرینه ام با اندیشه های پاك و پارینه ام امروزاگر قطره ام می دانی ای اهریمن؛ فردا دریا خواهم شد و موج خروشان هستی ساز خواهم شد .............. و یاد باد: « یاد باد آن روزگاران یاد باد» روح پاك جانبازان یاد باد! ( انجنيرعبدالحسين تلاش )
|
|